(درسگفتار پانزدهم از تحلیل آثار سهراب سپهری)
ارائهدهنده: دکتر اسلامی
چکیده
در این جلسه که با بازگشت دکتر اسلامی پس از وقفهای نسبتاً طولانی همراه بود، بحث عمیقی پیرامون مفهوم «ملال» به عنوان یکی از ویژگیهای وجودی انسان شکل گرفت. سخنران با تفکیک دقیق میان «رنج»، «لذت» و «ملال»، به ریشهیابی روانشناختی این پدیدهها پرداخت. بحث اصلی بر این محور استوار بود که چرا انسان وقتی چیزی را ندارد «رنج» میکشد و وقتی به آن میرسد دچار «ملال» میشود. در نهایت، راهکار خروج از این چرخه تکراری، در مفهومی به نام «دمآفرینی» و «خودآفرینی» معرفی شد؛ مبحثی که قرار است در جلسات آتی با تطبیق بر اشعار سهراب سپهری تکمیل شود.
خلاصه بحث اصلی
دکتر اسلامی بحث را با خواندن غزلی از حافظ (به صورت تفأل) آغاز کردند و سپس به موضوع اصلی جلسه، یعنی «فلسفه ملال» (Philosophy of Malaise) و پادزهر آن در اندیشه سپهری پرداختند.
۱. تعریف ملال و جایگاه آن در هستی انسان
زندگی انسان بر اساس سنجهی «نیاز و استغنا» به سه وضعیت تقسیم میشود:
- وضعیت رنج (Suffering): زمانی که انسان چیزی را میخواهد (نیاز دارد) اما آن را ندارد.
- وضعیت لذت (Pleasure): لحظهی کوتاهی که انسان چیزی را میخواهد و به وصال آن میرسد.
- وضعیت ملال (Malaise): زمانی که انسان چیزی را دارد (به وصال رسیده) اما دیگر آن را نمیخواهد.
ملال، بازخورد وصال به مطلوب است. جملهای منسوب به افلاطون نقل شد که: «وصال، مقبره عشق است». به محض اینکه تکرار پیش میآید، دلزدگی آغاز میشود. این نوع ملال، خستگی ناشی از کار نیست، بلکه ملال بنیادین (Existential Boredom) است که ریشه در ساختار وجودی انسان دارد.
۲. ریشههای سهگانه ملال
چرا انسان دچار ملال میشود؟ سه عامل روانشناختی اصلی ذکر شد:
- تنوعطلبی و نوگرایی: انسان ذاتاً تنوعطلب است (مثل نو شدن مدام مدلها و مدها).
- تکرار گریزی: انسان از تکرار بیزار است.
- سیریناپذیری: اشاره به کلام حضرت علی (ع): «دو گرسنهاند که سیر نمیشوند: طالب دنیا و طالب علم». انسان در هیچ نقطهای متوقف نمیشود.
۳. آثار ملال درماننشده
اگر ملال درمان نشود، به پوچی (Nihilism) و انزوا یا پرخاشگری ختم میشود. آثار دیگر آن عبارتند از:
- ناتوانی در لذت بردن از داشتهها: داراییها تبدیل به «علف هرز» میشوند (چیزهایی که داریم اما نمیخواهیم).
- واگرایی از داشتهها: بیگانگی با دستاوردها.
- کند گذشتن زمان (ملالتبار بودن): و در عین حال پارادوکس «هرزگی زمان» (ناگهان میبینیم ۳۰ سال گذشت و نفهمیدیم).
۴. پادزهر ملال: فرمول خودآفرینی
دکتر اسلامی راهکار شفای ملال را در یک فرمول فلسفی-وجودی ترسیم کردند:
«پادزهر ملال در لذت است؛ لذت تنها در لحظه است؛ و لحظه باید دمبهدم آفریده شود.»
برای اینکه لحظه آفریده شود، انسان باید بتواند خودش را در لحظه بازآفرینی کند.
زنجیره استدلال ایشان به این شرح بود:
- اصالت انسان در «بودن» اوست.
- نمودِ بودن، توانایی عصیان (به معنای فلسفی: سرپیچی از رکود) است.
- شکوفه عصیان، خلاقیت است.
- نماد خلاقیت، نوروزی (نوآوری و نوسازی) است.
- عمقِ نوروزی، در لحظهآفرینی و خودآفرینی است.
نتیجهگیری مهم: «من» (Self) چیزی نیست که از پیش ساخته شده باشد. انسان هم «مادرِ» خود است و هم «ماما»ی خود. شخصیت انسان باید در هر لحظه با خلاقیت و انتخابِ نو، دوباره متولد شود تا دچار ملال نگردد.
خلاصه بحثهای تکمیلی و پرسش و پاسخ
۱. تفاوت درد و رنج (مهندس شکوریان)
آقای شکوریان با اشاره به مباحث علمی و بیانیه دانشمندان (کمبریج ۲۰۱۲ و قانون نیوزیلند ۲۰۱۶) نکتهای را مطرح کردند:
- درد (Pain): پدیدهای فیزیولوژیک و جسمانی است که با سلسله اعصاب منتقل میشود (مثل نیشگون گرفتن).
- رنج (Suffering): پدیدهای روحی و روانی است. حیوانات نیز طبق تحقیقات جدید، رنج را درک میکنند.
این تفکیک برای دقیقتر شدن واژگان بحث مطرح شد.
۲. قدمت مباحث (بحث چالشی)
آقای امیرخلیلی نقدی وارد کردند که این مباحث (خودآفرینی در لحظه و اراده انسان) حرف جدیدی نیست و در الهیات و حکمت اسلامی (مثل “کل یوم هو فی شأن”) وجود دارد.
پاسخ جمعی (دکتر اسلامی و سایرین): هدف، بیان این مفاهیم با ادبیات مدرن رواندرمانگری و تطبیق آن با شعر سهراب است. تکراری بودن مفاهیم در متون کهن، از ارزش بازخوانی امروزی آنها نمیکاهد.
۳. توصیه اخلاقی به جمع (مهندس شکوریان)
در پایان، آقای شکوریان با اشاره به شرایط ملتهب اجتماعی، توصیهای به اعضای گروه (که اغلب از بزرگان و معمرین جامعه هستند) کردند: پرهیز از غرق شدن در احساسات و هیجانات، و حفظ نگاه عقلانی و امیدبخش برای حمایت از جوانان و خانوادهها در بحرانها.
نکات کلیدی و قابل عمل
- ملال بیماری نیست: ملال یک علامت حیات است که نشان میدهد انسان متوقف شده و نیاز به حرکت جدید دارد.
- تفسیر “علف هرز”: هر چیزی در زندگی شما که «دارید» اما دیگر از آن «لذت نمیبرید»، حکم علف هرز را پیدا کرده و منشأ ملال است.
- فرمول مقابله با تکرار: تنها راه فرار از تکرار و ملال، خلاقیت در لحظه است. منتظر نباشید دنیا تغییر کند، بلکه باید «من»ِ خود را در مواجهه با دنیا در هر لحظه نو کنید.
- شخصیت ساختنی است: شخصیت شما یک بسته از پیش تعیین شده نیست؛ محصولی است که باید هر دم با اراده و خلاقیت آن را بسازید.
منابع و ارجاعات
اشعار و متون:
- غزل حافظ: «کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود / بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود» (بهویژه بیت: به باغ تازه کن آیین دین زرتشتی…)
- روایت: «مَنهومانِ لا یَشبَعان: طالبُ عِلمٍ و طالبُ دُنیا» (دو گرسنه هرگز سیر نمیشوند…).
- نقل قول: «وصال، مقبره عشق است» (منتسب به افلاطون).
هشتگها
#فلسفه_ملال #سهراب_سپهری #خودآفرینی #روانکاوی_وجودی #معنای_زندگی #خلاقیت #رنج_و_لذت #لحظه_آفرینی

دیدگاهتان را بنویسید