برچسب: تاریخ

  • عاشورا، جام هنرهای زیبای اخلاق

    عاشورا، جام هنرهای زیبای اخلاق

    صورت ویرایش شده ارائه نشست چهارشنبه سوم تیرماه ۱۴۰۵ (= شب عاشورا) با عنوان:


    ۱

    هستی در وجه و وضعیت صورت و بی‌صورتی / واقع و فراواقع تعریف و تعبیر می‌شود. به تعبیر مولانا: « صورت از بی‌صورتی آمد برون »

    امر فراوقع وقتی تنزل پیدا میکند و به جهان واقع فرو می‌آید و در مدار دنیای کثرت و کثافت واقع میشود، ساختار به خود گرفته و صورت‌بندی میشود. چنان نور / رنگ بی‌رنگی که در برخورد به قطره‌های بلوری باران، رنگین کمان میشود. ما در جهان تجربه رنگین‌کمان میبینیم، منتهی پس پشت این تجربه و رنگین کمان، تجرد است و رنگ و بی‌رنگی. « جهان طوفان رنگ است و دل همان مشتاق بی‌رنگی/ بیدل». به بیان فلسفی امام علی: « و بمتضادته بین الاشیاء عرف این لا ضد له »

    ۲

    عاشورا در وجه الهی خود، امر بی‌صورت است و چنان جریان آب رام و آرام و بی‌صدا‌‌ست، اما در وجه زمینی، ناگذیر از اینکه صورت‌پذیر است و ساختارمند و صدا‌دار، چنان آبشار که فرایند مواجه آب با صخره و ریزش از بلندی است.

    مولانا در میراث خود، در مثنوی و کلیات شمس – دست کم در یک داستان و یک غزل – عاشورا را از این منظر دیده است.

    در مثنوی و در خلال داستانی می‌گوید:

    پس عزا بر خود کنید اى خفتگان
    ز انکه بد مرگى است این خواب گران

    …..

    روح سلطانى ز زندانى بجست
    جامه چه دْرانیم و چون خاییم دست

    چون که ایشان خسرو دین بوده‌اند
    وقت شادى شد چو بشکستند بند

    سوى شادُروان دولت تاختند
    کنده و زنجیر را انداختند

    روز ملک است و گش و شاهنشهى
    گر تو یک ذره از ایشان آگهى

    و هم افق با چنین نگاهی – بنا به آنچه در کلیات شمس آمده است – در قالب غزلی سروده است:

    کجایید ای شهیدان خدایی
    بلاجویان دشت کربلایی

    کجایید ای سبکروحان عاشق
    کجایید ای شهان آسمانی

    کجایید ای ز جان و جا رهیده
    کجایید ای در زندان شکسته

    کجایید ای در مخزن گشاده
    در آن بحرید کاین عالم کف او است

    کف دریاست صورتهای عالم
    دلم کف کرد کاین نقش سخن شد

    برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
    پرندهتر ز مرغان هوایی

    بدانسته فلک را درگشایی
    کسی مر عقل را گوید کجایی

    بداده وامداران را رهایی
    کجایید ای نوای بینوایی

    زمانی بیش دارید آشنایی
    ز کف بگذر اگر اهل صفایی

    بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
    که اصل اصل اصل هر ضیایی

    ۳

    این نگاه و نگر درست است. اما همه درست، این نیست.

    عاشورا در وجه و وضعیت زمینی و از آنجا که نسبتی با زندگی پیدا میکند، ناگزیر از اینکه ساختارمند است و صورت‌پذیر و از هندسه‌ای برخوردار است.

    عاشورا در این وجه، به مثابه‌ منشوری است که گونه‌گون دیده شده و میشود تا از کدام زاویه بر آن پرتو افکنده و صورت‌بندی شود.

    ۴

    و البته در این ساختار و صورت‌بندی، برای مصون‌سازی عاشورا از تاراج و حراج‌های سیاسی_ ایدئولوژیک و پاسداشت این سرمایه انسانی، بایسته آن است که در یک مواجه متدیک و روشمند و از طریق خوانش علمی، به فهم ایده مرکزی – در حد توان – رسید.

    ۵

    بدین منظور، یعنی در راستای فهم ایده مرکزی، عاشورا را – شاید به مثابه یک رویداد هندسی – بتوان در سه بخش و … دید و نگریست.

    باری، عاشور را در سه بخش می‌توان دید و نگریست:

    الف: سوژه = روند و فرایند واقعه

    ✓ الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکزنی بین‌ اثنتین، بین الذلة و السلة، هیهات منا الذله

    ✓ … یابی الله و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت و …

    ✓ این لا اری‌الموت الا السعاده و لا‌الحیوة مع‌الظالمین الا برما

    به موجب این متون؛ عاشورا از دل یک « امتناع » سر زده و بر‌آمده است و آن «عزت‌خواهی و ذلت‌گریزی» است. یعنی سوژه عاشورا؛

    «عزت‌خواهی و ذلت‌گری بر پایه امتناع از بیعت تحمیلی و اجباری» است.

    ✓ خاستگاه این امتناع :

    • اصل حیات انسانی
    • اصل هویت فردی
    • و اصل کرامت اخلاقی ( جلوه‌های کرامت انسانی: حق عصیان و نافرمانی مدنی + حق حضور و مشارکت در تعیین سرنوشت+ حق آزادی)

    ✓ آورده این امتناع :

    • عزت‌مندی و ذلت گریزی

    ب: فرم/ صورت و قالب

    ✓ انی لم‌اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی. ارید ان امر بالمعروف و انهی عن‌المنکر و اسیر بسیرة جدی و ابی …

    عاشورا در فرم؛

    • خروج دفاعی با هدف اصلاح ( با رعایت تمامیت اخلاق )
    • حماسه عزت‌_محور
    • حماسه اخلاق است. حماسه بی خشونت= هیچ چیز امام را از شهادت پذیری باز‌نداشت + هیچ چیز امام را به شرارت علیه رقیب تحریک نکرد
    • و در این راستا دو خط قرمز دارد:
      • ذلت‌گریزی تا شهادت پذیری +
      • عزت گرایی شرارت‌پرهیز

    رجز امام:

    الموت خیر من رکوب العار ( شهادت پذیری )
    و العار خیر من دخول النار ( شرارت گریزی )

    مصرع دوم پیشینه‌ای دارد و از عمق تاریخ ادبیات عرب می‌آید و یک بار هم در کلام امام علی آمده است. امام علی در خطبه قاصعه ( خطبه ایراد شده در شهر کوفه پس از غائله نهروان ) و در مقام نقد پندار و رفتار جامعه هدف:

    « تقولون: النار و لا‌العار! کانکم تریدون ان … = می‌گویید: آتش، آری و ننگ هرگز! گویا بر آنید تا – زیر پوشش این شعار – اسلام را وارونه و از درون تهی کنید و از چهره بر زمین کوبید، چندان که پرده حرمتش دریده و رشته پیمانش گسسته شود …»

    به این ترتیب – گویا – امام ( حسین در آن رجز ) از یک دو قطبی اخلاقی سخن میگوید:

    • قطب یکم: سویه ذلت‌گریزی تا شهادت پذیری
    • قطب دوم: سویه ذلت‌گریزی منهای شرارت باری

    یعنی:

    • در دو راهیِ مرگ و ذلت، مرگ آری و ذلت هرگز!
    • اما در دو راهیِ ننگ و آتش، ننگ آری و شرارت هرگز!

    # قرینه‌های شرارت‌پرهیزی

    طیف یکم: خروج اضطراری

    • از مدینه
    • از مکه
    • به سمت کربلا
    • تن دادن به جنگ و شهادت

    طیف دوم: دیپلماسی جنگ‌پرهیز امام و تلاش برای مذاکره و گفتگو ( در دهه منتهی به عاشورا فارغ از سیره و سلوک امام در عصر امام حسن و نیز در دهه همعصر با امارت معاویه)

    • پنج بار پیشنهاد انصراف و بازگشت ( از روز برخورد با حر تا روز عاشورا)
    • + یکبار پیشنهاد فردی از یاران مبنی بر بازگشت
    • دو بار اقدام برای برگشت
    • سه یا چهار جلسه مذاکره با این سعد برای پیشگیری از جنگ ( رک: حقیقت عاشورا، محمد اسفندیاری/ ص: ۱۱۰ تا ۱۵۶)

    طیف سوم: پروای آغاز جنگ

    • ما کنت لابداهم بالقتال
    • صبح عاشورا در واکنش به پیشنهاد هدف قرار دادن شمر: لاترمه، فانی اکره ان ابداهم بالقتال
    • در واکنش به پیشنهاد زبیر برای حمله به سپاه هزار نفری حر در ورودی محرم: صداقت یا زهیر، و لکن ما کنت لابداهم بالقتال …

    ج: پیام

    سطح اول؛ نجات: لیستنقذ‌الناس من الجهاله و حیرة الضلاله

    سطح دوم؛ اقامه عدل

    ( خطابه منی: … شما به ننگ چیرگی اصحاب اقتدار و تغلب تن دادید … و تماشاگرانه، ناچیزشدگان را در دام و کام قدرت متغلب رها کرده و روا دانسته‌اید که آنان را زورمدارانه به بندگی گیرند و یا اسیر لقمه نانی کنند و به بردگی کشند = فاسلمتم الضعفاء فی ایدیهم، فمن بین مستعبد مقهور و مستضعف علی معیشته مغلوب ..

    نامه حبیب و سلیمان صرد خزاعی

    ایشان به امام نامه نوشتند و خواستار آمدن وی از حجاز به عراق ( کوفه) شدند، در آن نامه از سیطره متکاثران بر مردم و بلعیدن اموال مستضعفان درد گزاری فراوان کرده و آن را می‌نکوهند…

    این دو بزرگمرد مجاهد، از جمله در نامه خود – خطاب به امام حسین(ع) چنین می‌نویسند:

    ” …وجعل مال الله دوله بین جبابرتها و أغنیائها…یزید؛ مال خدا ( اموال عمومی) را در اختیار سرمایه داران جبار و توانگران… قرار داده است”

    بحار ج 44،ص333

    در زیارتنامه امام صادق خطاب به امام حسین – برابر روایت کامل الزیارات – و اشهد انک … قد امرت بالعدل و القسط و دعوت الیهما ..

    سطح سوم؛ اثاره عقل

    اقامه عدل – اما – پیش‌نیازی دارد و آن: اثاره عقل = نوسازی شخصیت و بر‌پایی عدالت به شرط شکوفایی و بادبانی عقل امکان پذیر است. … ارجعوا الی انفسکم / عقولکم …

    سطح چهارم؛ گفتگو و عقلانیت ارتباطی

    اثاره عقل هم پیش نیازی دارد و آن گفتگو و عقلانیت ارتباطی است. در این رابطه درنگ در دو برش از ادبیات عاشورا:

    برش/۱

    متنِ آخرین نامه ی امام حسین ع به مردم کوفه:

    ” …از طرف حسین بن على به گروه مؤمنین و مسلمین. اما بعد؛ هانى و سعید آخرین فرستادگان شما نزد من آمدند و نامه‏هاى شما را آوردند و ….

    من برادر، پسر عم و شخصى که از اهل بیت و مورد وثوق من است یعنى مسلم بن عقیل را بسوى شما می فرستم.

    اگر مسلم براى من بنویسد که نظرات بزرگان‌قوم و صاحبان فضل و اندیشه شما مانند آراء عموم است همان طور که فرستادگان شما آمدند و نامه‏ هاى شما را قرائت نمودم من با خواست خدا به زودى به سوى شما می آーム …..”

    “بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام إِلَى الْمَلَإِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ هَانِئاً وَ سَعِیداً قَدَّمَا عَلَیَّ بِکُتُبِکُمْ وَ کَانَا آخِرَ مَنْ قَدِمَ عَلَیَّ مِنْ رُسُلِکُمْ وَ قَدْ فَهِمْتُ کُلَّ الَّذِی اقْتَصَصْتُمْ وَ ذَکَرْتُمْ وَ مَقَالَهُ جُلِّکُمْ أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْنَا إِمَامٌ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یَجْمَعَنَا بِکَ عَلَى الْحَقِّ وَ الْهُدَى وَ أَنَا بَاعِثٌ إِلَیْکُمْ أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مُسْلِمَ بْنَ عَقِیلٍ فَإِنْ کَتَبَ إِلَیَّ بِأَنَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ رَأْیُ مَلَئِکُمْ وَ ذَوِی الْحِجَى وَ الْفَضْلِ مِنْکُمْ عَلَى مِثْلِ مَا قَدَّمَتْ بِهِ رُسُلُکُمْ وَ قَرَأْتُ فِی کُتُبِکُمْ فَإِنِّی أَقْدَمُ إِلَیْکُمْ وَشِیکاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ ….وَ السَّلَامُ

    برابر این پاسخنامه صریح باید گفته شود: هسته اصلی دموکراسی”مشارکتِ متفکرانه همگانیِ مردم” است.

    متنِ نامه امام حسین به مردم‌کوفه به خوبی گواه بر لزوم همدلی وصفِ”متفکرانه”در کنار ویژگیِ”همگانی” است.

    امام می‌گوید: اگر ” مَلَئِکُمْ وَذَوی الفَضْلِ وَ الْحِجی مِنْکُمْ “(=بزرگان قوم و صاحبان عقل و خرد و اندیشه)بر موضوعی مربوط به اجتماع،حکمرانی و مدیریت عمومی‌ِجامعه به نقطه اشتراکی برسند و آن را مطالبه کنند ،حجت حتی بر امام‌معصوم نیز تمام میشود .

    مفهوم‌ِ مخالفِ جمله ی شرطیه “فاِن کَتَبَ” نشان می دهد صرفِ آرایِ همگانی ،بدون پشتوانه ای از خرد و تعقل و اندیشه اعتباری ندارد و همان “پوپولیسم” است که نه مبتنی بر “یک نفر =یک رای”که بر “یک دلار =یک رای”استوار است.

    برش/۲

    خطبه روز عاشورا

    ….. لَاتَعْجَلُوا حَتَّی أَعِظَکمْ بِمَا یحِقُّ لَکمْ عَلَی وَ حَتَّی أُعْذِرَ إِلَیکمْ فَإِنْ أَعْطَیتُمُونِی النَّصَفَ کنْتُمْ بِذَلِک أَسْعَدََ إِنْ لَمْ تُعْطُونِی النَّصَفَ مِنْ أَنْفُسِکمْ « فَأَجْمِعُوا رَأْیکمْ ثُمَّ لا یکنْ أَمْرُکمْ عَلَیکمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَی وَ لاتُنْظِرُونِ » ( یونس ، ۷۱ ) «إِنَّ وَلِی اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکتابَ وَ هُوَ یتَوَلَّی الصَّالِحِینَ» (اعراف، 196)

    و در ادامه :

    فَانْظُرُوا مَنْ أَنَا ثُمَّ ارْجِعُوا إِلَی أَنْفُسِکمْ وَ عَاتِبُوهَا فَانْظُرُوا هَلْ یصْلُحُ لَکمْ قَتْلِی وَ انْتِهَاک حُرْمَتِی

    پی‌افزود در پیوند با سطح چهارم از هدف

    « عقلانیت ارتباطی » بر گرفته از نظریه فیلسوف آلمانی «یورگن هابرماس» است که؛ عقلانیت را در پیوند با ارتباطات انسانی توضیح میدهد.

    طبق نظر هابرماس ارتباط از طریق زبان، مستلزم مطرح کردن صداقت است، که وضع آن را به هنگام اختلاف نظر، فقط از طریق گفتگو می توان حل کرد. هابرماس، بر این ایده و انگاره است که اهل یک زبان، بستر و فضایی را که چنین گفتگویی در آن به خروجی «عقلانیت» می‌رسد، می‌شناسند

    عقلانیت ارتباطی بر این نکته دلالت دارد که انسان این توانایی را دارد که در فرایندی از شرایط، با هدف دستیابی به وفاق، به احتجاج بپردازد.

    ۶

    ایده مرکزی و نقطه کانونی عاشورا

    آزاد_سازی انسان است

    اقدام امام مبنی بر امتناع از بیعت به نام گریز از ذلت، گواه و گویای آن است که؛

    آنچه در راستای ملت سازی – چه در سطح انفرادی و چه در سطح اجتماعی – در کانون توجه‌شان بوده، این است که:

    • آزادی عقل و اندیشه و استقلال رای و نظر، مقاوم هویت انسان و آن نیز ستون سقف معنویت است. زیرا آنجا که آدمی – حتی به نام تقدیر الهی – تحقیر و نفی و انکار میشود و – مثلا – به دلیل اسارت آز و نیاز دچار شخصیت_ سوختگی، خویشتن‌گریزی و بی هویتی میگردد، خدا هم پرستش نمیشود.

    و این نکته – در واقع – گوهر و جوهر حکمتهایی از این دست است که؛ پرستشگری در آزادگی دانسته و می‌داند ( اشاره به روایت دسته‌بندی عبادتگران )

    و بسیار روشن است که سپهر جامعه‌ای این چنین آلوده و آغشته به ویروس سالگی و خویشتن_گریزی را نوعی لائیزم و بی‌دینی فرا بگیرد و پوشش دهد. و این سر تعارض نمایی واقعیت‌های تاریخی در قصه غم‌انگیز کربلا که بر زبان فرزدق شاعر روایت شده است.

    ۷

    به این ترتیب

    هژمونی حماسه انسان‌محور تراژدی عاشورا، گفتمان صلح است

    ۸

    نکته اخلاقی:

    عاشورا؛

    نمایشگاه انتخاب در بستر از اضطرار است.

    انتخابِ «نجات شرارت پرهیز تا مرز شهادت پذیری»

  • مرگ‌آگاهی سهراب و خوانش هندسی عاشورا

    (ادامه سلسله مباحث سهراب سپهری و ویژه‌برنامه عاشورا)


    ارائه‌دهنده: دکتر اسلامی

    چکیده

    این جلسه از سلسله نشست‌های اشتراک‌گذاری دانش، تجربه‌ای کم‌نظیر از پیوند میان ادبیات اگزیستانسیال معاصر و تحلیل‌های عمیق تاریخی-مذهبی بود. در بخش اول، با تکیه بر اشعار سهراب سپهری، نگاهی نو به پدیده مرگ انداخته شد و مرگ نه به عنوان پایان، بلکه به عنوان بستری برای درک عمیق‌تر زندگی و «پرستاری از وجود» معرفی گردید. در بخش دوم، دکتر اسلامی به مناسبت شب عاشورا، پرانتزی در مباحث باز کردند و خوانشی ساختارمند و خردگرایانه از قیام امام حسین (ع) ارائه دادند؛ خوانشی که در آن عاشورا نه یک جنگ تهاجمی، بلکه یک «خروج دفاعی» با هدف «آزادسازی انسان» و مبتنی بر «عقلانیت ارتباطی» و «پرهیز از خشونت» است. در پایان جلسه نیز، یک گفتگوی تاریخیِ بسیار جذاب و چندصدایی درباره کارنامه تمدنی تشیع و تقابلِ ذاتِ عاشورا با مناسکِ فربه‌شده شکل گرفت که این نشست را به یکی از پربارترین جلسات گروه تبدیل کرد.


    خلاصه بحث اصلی

    بخش اول: مرگ‌آگاهی در جهان سهراب سپهری
    جلسه با متنی که توسط «یحیی» (با کمک هوش مصنوعی و بر اساس مباحث پیشین دکتر اسلامی) تنظیم شده بود، آغاز شد. در این بخش، مواجهه انسان با مرگ به سه دسته تقسیم شد:
    ۱. مرگ‌اندیشی اضطراری: نگاهی که مرگ را حادثه‌ای تلخ و گریزناپذیر می‌داند و انسان را همواره در ترس و فرار از پایان نگه می‌دارد؛ نگاهی که انرژی روانی انسان را می‌سوزاند.
    ۲. مرگ‌اندیشی اخلاقی: نگاهی که بیشتر در سنت‌های منبری رواج دارد و مرگ را صرفاً دروازه پاداش و مجازات (بهشت و جهنم) و ابزاری برای هشدار اخلاقی می‌بیند.
    ۳. مرگ‌آگاهی (مرگ‌اندیشی وجدانی): رویکرد سهراب سپهری که در آن مرگ نقطه مقابل زندگی نیست، بلکه بخشی از ساختار هستی است. در این نگاه، آگاهی از مرگ به زندگی ارزش می‌بخشد، زیرا یادآوری می‌کند که لحظه‌ها تکرار نمی‌شوند.

    بر این اساس، معنویت سهراب نوعی معنویت گیتی‌گرا (Secular Spirituality) است؛ خدایی که در دوردست‌ها نیست، بلکه در لحظه، در صدای آب و در تنفس حاضر است. سهراب ما را دعوت می‌کند تا در حوضچه اکنون آبتنی کنیم. درک درست این موضوع ما را به مفهوم پرستاری از وجود (Nursing of Existence) می‌رساند؛ یعنی مراقبت عاشقانه از ساحت عمیق هستی انسان که فراتر از کالبد زیستی، شغل یا شناسنامه اوست. مرگ در اینجا نزدیک‌ترین حقیقت و خویشمندترین فرصت برای عبور از عادت‌ها و تولدهای دوباره است.

    بخش دوم: خوانش هندسی عاشورا
    در ادامه، دکتر اسلامی بحث را به مناسبت شب عاشورا به سمتی جدید هدایت کردند. ایشان تأکید کردند که عاشورا را باید به مثابه یک رویداد هندسی تحلیل کرد. پدیده‌ها یک وجه بی‌صورتی (فراواقع) دارند و یک وجه صورت‌پذیر (واقع و زمینی). مولانا در غزل معروف «کجایید ای شهیدان خدایی»، بیشتر به وجه بی‌صورتی و رهایی روح در عاشورا پرداخته است، اما عاشورا در بستر زمین، فرم و هندسه‌ای دارد که باید به دور از کلیشه‌ها، خوانش شود.

    دکتر اسلامی تحلیل خود را در سه محور ارائه دادند:

    ۱. سوژه و انگیزه (عزت‌خواهی و ذلت‌گریزی):
    ریشه حرکت امام حسین (ع)، امتناع از بیعت تحمیلی بود. این امتناع ریشه در اصولی چون حیات انسانی، هویت فردی، کرامت انسانی و حق عصیان و نافرمانی مدنی داشت. کلمه «دعی ابن الدعی» (که در منابر زنازاده ترجمه می‌شود) در کلام امام، فحش شخصی نیست (چرا که امام هرگز لب به دشنام نمی‌گشاید)، بلکه اشاره به زنازادگی سیاسی (نامشروع بودن سیستم حکومتی) دارد.

    ۲. فرم و قالب (خروج دفاعی و حماسه اخلاق):
    فرم حرکت امام، یک خروج دفاعی بود، نه یک حرکت تهاجمی یا کودتای انقلابی. خروج از مدینه و مکه کاملاً از سر اضطرار بود. در این فرم، امام دو خط قرمز داشت:

    • اول: ذلت‌گریزی تا مرز شهادت‌پذیری (نه شهادت‌طلبیِ کور).
    • دوم: شرارت‌پرهیزی.
      رجز معروف امام که می‌فرماید «مرگ از ننگ بهتر است و ننگ از ورود به آتش بهتر است»، نشان‌دهنده همین امر است؛ یعنی شهادت را می‌پذیرم، اما برای پیروزی دست به شرارت و ناجوانمردی نمی‌زنم. دیپلماسی فعال امام در روزهای منتهی به عاشورا و ارائه چندین پیشنهاد برای بازگشت و مذاکره، گواه این جنگ‌پرهیزی است.

    ۳. پیام عاشورا:
    دکتر اسلامی پیام این رویداد را در چهار سطح دسته‌بندی کردند:

    • نجات جامعه: رهایی مردم از جهالت و گمراهی.
    • اقامه عدل: دغدغه رفاه اجتماعی و مبارزه با قدرت‌های متقلبی که مردم را به بردگی کشیده‌اند.
    • استعاره عقل: عدالت بدون عقلانیت بی‌معناست.
    • عقلانیت ارتباطی (Communicative Rationality): امام دائماً دعوت به درنگ، هم‌اندیشی و راستی‌آزمایی می‌کرد و می‌فرمود «به عقل‌هایتان رجوع کنید».

    نقطه کانونی و ایده مرکزی تمام این هندسه، آزادسازی انسان است، نه صرفاً نجات دین؛ چرا که دین حافظی چون خدا دارد، اما این انسان است که بی‌پناه مانده است.


    خلاصه جلسه پرسش و پاسخ و بحث‌های تکمیلی

    بخش دوم جلسه به گفت‌وگوهای تاریخی و تحلیلی بسیار جذابی اختصاص یافت:

    • مهندس حصاری: آیا نامه‌نگاری کوفیان باعث نمی‌شود که حرکت امام از حالت دفاعی خارج شده و رنگ تهاجمی و انقلابی بگیرد؟
      • دکتر اسلامی: امام حتی با وجود دعوت کوفه، همچنان در وضعیت اضطرار بود. فرستادن مسلم بن عقیل صرفاً برای «راستی‌آزمایی» بود و در تمام مسیر، نشانه‌های شرارت‌پرهیزی و تلاش برای جلوگیری از جنگ تا آخرین لحظات در رفتار امام دیده می‌شود.
    • سلطانی و نصیریان: با ابراز شگفتی از عمق مطالب، پیشنهاد دادند که این خوانش جدید، از طریق بازپخش ویدئوی جلسه در اختیار جمعیت بزرگ‌تری از جوانان (که ممکن است به دلیل خوانش‌های سنتی دین‌گریز شده باشند) قرار گیرد.
    • حسین: سؤال بسیار عمیقی مطرح کرد: «اگر این خوانشِ زیبا و انسان‌محور از عاشورا وجود دارد، آیا در طول تاریخ، این فرهنگ توانسته در زندگی و تمدن شیعیان تفاوت معنادار و خروجیِ عملیِ متمایزی ایجاد کند؟»
      • دکتر اسلامی: در پاسخی نقادانه بیان کردند که متأسفانه شیعیان در حق عاشورا اجحاف کرده‌اند. جامعه ایرانی «تابلوی عاشورا» را گرفت اما آن را در مناسک و اسطوره‌هایی نظیر سیاوشان استحاله کرد. در طول تاریخ، این مناسک به شدت فربه شده و در مقابل، گوهر و جوهر اصلی عاشورا (که خردورزی، دیپلماسی و آزادسازی انسان بود) لاغر و گم شده است.
    • آقای غفاری: از منظر تاریخی وارد بحث شد و ریشه تقابل‌ها را در اختلافات قبیله‌ای (بنی‌امیه و بنی‌هاشم) دانست. او معتقد بود مناسک فداکاری و عزاداریِ شیعیان، بی‌شباهت به رفتار مسیحیان در دوران پیش از رسمیت یافتن مسیحیت در روم نیست و این مناسک، ابزاری برای حفظ بقای شیعیان به عنوان یک گروهِ در اقلیت بوده است.
    • آقای امیر خلیلی (روشن): در دفاع از کارنامه تمدنی و خردگرایانه تفکر شیعی (و در پاسخ به دغدغه حسین)، به کتاب «نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت» اثر دکتر سید حسین نصر استناد کرد. ایشان یادآور شد که برخلاف تصور رایج، خلافت ظاهربینِ عباسی در قرون چهارم و پنجم تضعیف شد و قدرت به دست حکومت‌های شیعی (نظیر آل‌بویه در ایران و عراق، و فاطمیون در مصر) افتاد. وجه تمایز تشیع با تسنن در آن دوران این بود که تشیع به فلسفه، حکمت و تعقل روی خوش نشان داد و همین امر موجب ظهور بزرگانی چون ابن‌سینا و نحله‌هایی چون «اخوان‌الصفا» و ایجاد یک شکوفایی تمدنیِ بزرگ در جهان اسلام گردید.

    نکات کلیدی و قابل عمل

    • در حوضچه اکنون آبتنی کنید: مرگ‌آگاهی ترس از مردن نیست؛ بیداری برای قدر دانستنِ تک‌تک لحظاتِ تکرارنشدنی زندگی و رهایی از وابستگی‌هایِ کهنه است.
    • گذر از چیستی به هستی: ما باید بیاموزیم از آنچه با «میم مالکیت» به خود سنجاق کرده‌ایم (ثروت، شغل، مقام) عبور کنیم و از جوهرِ زنده وجودمان پرستاری کنیم.
    • مرز باریک شجاعت و شرارت: در مواجهه با ظلم، می‌توان تا پای جان ایستاد (عزت‌خواهی)، اما هرگز نباید برای پیروزی، اخلاق را زیر پا گذاشت و دست به ناجوانمردی زد.
    • عقلانیت، پیش‌نیاز عدالت: برای رسیدن به هرگونه اصلاح یا عدالت اجتماعی، ابتدا باید فضای گفتگو، درنگ، هم‌اندیشی و «عقلانیت ارتباطی» در جامعه فراهم شود.
    • تفکیک هسته از پوسته: در مواجهه با رویدادهای تاریخی و مذهبی، باید مراقب باشیم که درگیر ظواهر و مناسکِ فربه‌شده نشویم و جوهر پیام (که آزادگی و خرد است) را به فراموشی نسپاریم.

    منابع، ارجاعات و پیشنهادات مطالعه

    کتاب‌ها:

    • نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت – نوشته دکتر سید حسین نصر (معرفی شده توسط آقای امیر خلیلی برای درک بهتر تمدن‌سازی و خردگرایی شیعی در قرون چهارم و پنجم).
    • حماسه حسینی – نوشته شهید مرتضی مطهری (در ارجاع به عبارت «ارجعوا الی عقولکم»).

    اشعار و متون ادبی/تاریخی:

    • اشعار سهراب سپهری (در باب مرگ و زندگی).
    • غزل «کجایید ای شهیدان خدایی» و ابیاتی از مثنوی معنوی – اثر مولانا جلال‌الدین بلخی.
    • نهج‌البلاغه – به ویژه خطبه قاصعه (در باب نقد تعصبات و پرهیز از شرارت).
    • زیارت اربعین (با تأکید بر عبارت عبور از جهالت و ضلالت).

    آیات قرآن:

    • سوره یونس، آیه ۷۱ (ارجاع امام حسین به داستان نوح در دعوت به هم‌اندیشی و پرهیز از شتاب‌زدگی).

    یادداشت پایانی
    در پایان جلسه مقرر شد بررسی شود که آیا امکان بازپخش ویدئوی این ارائه در نشستی مستقل برای دعوت از جمع بزرگ‌تری از علاقه‌مندان وجود دارد یا خیر. همچنین یحیی قول داد متن زیبای شاعرانه‌ای که از مباحث دکتر اسلامی تنظیم کرده بود را در گروه به اشتراک بگذارد.


    هشتگ‌ها

    سهرابسپهری #مرگآگاهی #عاشورا #آزادسازیانسان #عقلانیتارتباطی #پرستاریازوجود #تاریختشیع #خردورزی #آلبویه #فلسفه_دین